خلقت حضرت ادم علیه السلام

دراین مجال به بررسی آیات مربوط به خلقت حضرت ادم علیه السلام و جریان تعلیم اسماء و سجده ملائکه و مباحث مربوط به شیطان می پردازیم مباحث مربوط به حضرت ادم به چند بخش تقسیم میشود که هر کدام میتواند مبنای جهان بینی مارا در در مورد خلقت شکل دهد .

1- خداوند ادم را برای زندگی در زمین افرید نه بهشت

2- آدم قبل از ورود به بهشت دارای علم اسماء شد و در حقیقت قبل از ورود به بهشت عالم بود .

3-بهشتی که ادم در آن بود نوعی قرنطیته بود تا آدم برای ورود به زمین پخته شود در آن جا تکلیفی صادر نشده بود و برای ازمون و ابتلاء از یک درخت نهی شده بود.

4-تجربه در کنار علم لازم است و انسان عالم بدون تجربه ممکن است فریب دشمن حیله گر و مکار را بخورد

میلاد امام حسن مجتبی علیه السلام مبارک

اثار استغفار در زندگی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

الر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ ءَايَاتُهُ ثمُ‏ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ(1)

أَلَّا تَعْبُدُواْ إِلَّا اللَّهَ إِنَّنىِ لَكمُ مِّنْهُ نَذِيرٌ وَ بَشِيرٌ(2)

وَ أَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكمُ‏ثمُ‏ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلىَ أَجَلٍ مُّسَمًّى وَ يُؤْتِ كلُ‏ ذِى فَضْلٍ فَضْلَهُ وَ إِن تَوَلَّوْاْ فَإِنىّ‏ أَخَافُ عَلَيْكمُ‏ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ(3)

إِلىَ اللَّهِ مَرْجِعُكمُ‏ وَ هُوَ عَلىَ‏ كلُ‏ شىَ‏ءٍ قَدِيرٌ(4)

به نام خداوند بخشنده مهربان‏

1 الف، لام، را. من خداى بينا به همه اشيائم. كتاب من مركب از همين حروف است و در عين حال معجزه است. كتاب من داراى محكمات و اين گونه متشابهات است. اين حروف رمزهايى ميان اللَّه و رسولش محمّد (ص) است. (اين قرآن) كتابى است كه آيات آن (به واسطه فصاحت لفظ و متانت نظم و مصونيت محتوا از خطا و اختلاف و نسخ) استحكام يافته، سپس از جانب (خداى) حكيم آگاه (به سوره‏ها و آيه‏ها و احكام و اخلاق و معارف گوناگون) تفصيل داده شده است.

2 (دعوت من اين است) كه جز خدا را نپرستيد؛ كه همانا من براى شما از جانب او بيم‏دهنده و بشارت‏آورم.

3 و اينكه از پروردگار خود آمرزش بخواهيد، سپس به سوى او بازگرديد تا شما را با بهره خوشى (از زندگى) تا مدّتى معين برخوردار نمايد و به هر صاحب فضلى فضل او را (پاداش دنيوى و اخروى كمالات هر صاحب كمالى را به تناسب كمالش) عطا نمايد. و اگر روى بر تابيد، بى‏ترديد من بر شما از عذاب روزى بزرگ بيم دارم.

4 بازگشت شما به سوى خداست (ابتداء به ورود به برزخ و سپس به قيامت و آن گاه به مقرّ دائمى نعمت يا عذاب) و او بر هر چيزى تواناست.

ادامه نوشته

سلام بر علی بن الحسین

سلام بر محاسن به خون خضاب شده

میلاد امام عصر عجل الله تعالی فرجه مبارک

عاقب جهان

وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثين قصص ایه ۵

ما مى‏خواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روى زمين قرار دهيم

رفتار نیک

لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى‏ حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكينَ وَ ابْنَ السَّبيلِ وَ السَّائِلينَ وَ فِي الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّكاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرينَ فِي الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حينَ الْبَأْسِ أُولئِكَ الَّذينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ بقره (177)

نيكوكارى آن نيست كه روى خود را به سوى مشرق و [يا] مغرب بگردانيد، بلكه نيكى آن است كه كسى به خدا و روز بازپسين و فرشتگان و كتاب [آسمانى‏] و پيامبران ايمان آوَرَد، و مال [خود] را با وجودِ دوست داشتنش، به خويشاوندان و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان و گدايان و در [راهِ آزاد كردن‏] بندگان بدهد، و نماز را برپاى دارد، و زكات را بدهد، و آنان كه چون عهد بندند، به عهد خود وفادارانند و در سختى و زيان، و به هنگام جنگ شكيبايانند آنانند كسانى كه راست گفته‏اند، و آنان همان پرهيزگارانند

حیات طیبه

مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون

هر كس- از مرد يا زن- كار شايسته كند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگى پاكيزه‏اى، حياتِ [حقيقى‏] بخشيم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏دادند پاداش خواهيم داد. (97) نحل

یا ایها العزیز

پر کن دوباره کِیْل مرا ایها العزیز

آخر کجا روم به کجا ایها العزیز

رو از من شکسته مگردان که سال‌هاست

رو کرده‌ام به سوی شما ایها العزیز

جان را گرفته‌ام به سردست و آمدم

از کوره راه‌های بلا ایها العزیز

وادی به وادی آمده‌‌ام از درت مران

وا کن دری به روی گدا ایها العزیز

چیزی که از بزرگی تو کم نمی‌شود

این کاسه را ... فاوف لنا... ایها العزیز

خالی‌تر از دو چشم من این جان نیمه جان

محتاج یک نگاه تو یا ایها العزیز

- ما- جان و مال باختگان را رها مکن

بگذار بگذرد شب ما ایها العزیز

دستم تهی است... راه بیابان گرفته‌ام

دست من و نگاه شما ایها العزیز

مریم سقلاطونی